تبليغاتX
دلباختگان

دلباختگان

زیبا سرا

.غروب...

 

چشمای منتظر به پیچ جاده دلهره های دل پاک و ساده ، پنجره ی باز و غروب پاییز نم نم بارون تو خیابون خیس .

یاد تو هر تنگ غروب تو قلب من میکوبه سهم من از با تو بودن غم تلخ غروبه ، غروب همیشه واسه من نشونی از تو بوده برام یه یادگاریه جز اون چیزی نمونده...

 چشمای منتظر به پیچ جاده دلهره های دل پاک و ساده پنجره ی باز و غروب پاییز نم نم بارون تو خیابون خیس .

 یاد تو هر تنگ غروب تو قلب من میکوبه سهم من از با تو بودن غم تلخ غروبه ، غروب همیشه واسه من نشونی از تو بوده برام یه یادگاریه جز اون چیزی نمونده...

تو ذهن کوچه های آشنایی پرشده از پاییز تن طلایی تو نیستی و وجودم و گرفته شاخه ی خشک پیچک تنهایی!

یاد تو هر تنگ غروب تو قلب من میکوبه سهم من از با تو بودن غم تلخ غروبه...

غروب همیشه واسه من نشونی از تو بوده برام یه یادگاریه جز اون چیزی نمونده...

تو ذهن کوچه های آشنایی پرشده از پاییز تن طلایی تو نیستی و وجودم و گرفته شاخه ی خشک پیچک تنهایی!

یاد تو هر تنگ غروب تو قلب من میکوبه سهم من از با تو بودن غم تلخ غروبه...

غروب همیشه واسه من نشونی از تو بوده برام یه یادگاریه جز اون چیزی نمونده...

.


 همیشه محکوم اما بی گناه.

   

دیدی اونم رفت...

این روزها به لحظه ای رسیده ام که با تمام وجود ملتمسانه از اشکهایم می خواهم که یادت را از ذهن من بشوید... یادت را بشوید تا دیگر به خاطر تو با خود جدال نکنم ...

من تمام فریاد ها را بر سر خود می کشم چرا می دانستم که در این وادی ، عشق و صداقت مدتهاست که پر کشیده اند اما با این همه تمام بدبینی ها و نفرتها را به تاریک خانه دل سپردم

و در گذرگاهت سرودی دیگر گونه اغاز کردم و تو... چه بی رحمانه اولین تپش های عاشقانه قلب مرا در هم کوبیدی ...

تمام غرور و محبت مرا چه ارزان به خود خواهیت فروختی ،  اولین مهمان تنهایی هایم بودی...
روزی را که قایقی ساختیم و آنرا از از ساحل سرد سکوت به دریای حوادث رهسپارکردیم دستانم از پارو زدن خسته بود ... دلم گرفته بود...

زخم دستهایم را مرهم شدی و شدی پاروزن قایق تنهایی هایم... به تو تکیه کردم...
هیچ گاه از زخمهای روحم چیزی نگفتم و چه آرام آنها را در خود مخفی کردم ...
دوست داشتم برق چشمانت را مرهمی کنی بر زخمهای دلم اما لیاقتش را نداشتم....

مدتها بود که به راه های رفته... به گذشته های دور خیره شده بودی ...من تک و تنها پارو می زدم و دستهایم از فرط رنج و درد به خون اغشته بود... تحمل کردم ... هیچ نگفتم چون زندگی به من اموخته بود صبورانه باید جنگید ...

به من اموخته بود که در سرزمینی که تنها اشک ها یخ نبسته اند باید زندگی کرد...
اما امروز دریافتم که حجمی که در قایق من نشسته بود جز مشتی هیچ چیز دیگری نبود...
و ای کاش زود تر قایقم را سبکتر کرده بودم...

با این همه... بهترینم دوستت دارم ... هرگز فراموشت نمی کنم...

هیچ کس این چنین سحر امیز نمی توانست مرا ببرد آنجایی که مردمانش به هیچ دل می بندند با هیچ زندگی می کنند به هیچ اعتقاد  دارند و با هیچ می میرند!

+ نوشته شده در چهارشنبه 20 شهریور1387ساعت 1:30 توسط love sick |


همیشه پاهاتو جایی بذار که "
وقتی بعدها جای پاتو نگاه کردی پشیمون نشی.


HOME
E-Mail
BAHAR20


LinkDump

!دامین جدید من
WWW.love-siick.dom.ir
.
وبلاگ تخصصی مهندسی عمران
آرشیو پیوندهای روزانه


Archives

هفته سوم تیر 1388

هفته چهارم مهر 1387
هفته دوم مهر 1387
هفته سوم شهریور 1387
هفته دوم شهریور 1387
هفته اوّل شهریور 1387
هفته چهارم مرداد 1387
هفته دوم تیر 1387


Categories

این مطالب برای افزایش بازدید به کار می رود ...
اشکهایم به یاد تو ...
عشق...!


Authors

love sick

.


Links

عکس داغ . کلیک کنی می بینی*/بردیا
/.از این عکسا .../.امین
/...صدای پای آب...
/.کلبه کوچولوی من.../.بهار
●•ღ●•(پسرباد(جوادکاظمیان ●•ღ●•{نانی}
اشکهایم برای تو.../خواهرو برادر
/Abas/...گـــــور آرزوها ...
/.دنیای عکس.../.روزبه
/.غریب آشنا.../.مرجان
/.نکو سوپرمن لالیگا/.فریده
دختر پسرهایی که جنبش رو دارندبخونند/شادناز
/.خدا هست.../.فریبا
/.لیمورا-/.وروجک
/.وخداوند عشق راآفرید/.سحر
خـــــــدايامی خواهم بهت نزدیکتر شوم.../.نگار
/.کامران و هومن.../.الهام
/.آشنای دیروز.../.یاس
/.موج سبز0110.../.هلیا
دختران آسمان./.قاصدک*چکاوک
/.jojo.../.شروین
๑۩۞۩๑ دختری با دمپایی پلاستیکی๑۩۞۩๑
... سکوت دل شکسته ...
رفتم که دیگر برنگردم.../.شیرین
طـــراح قـــالــب
** احساسی ترین نوشته ها **
کسب درآمد
جاوا اسکریپت
داستان کوتاه عاشقانه
اس ام اس فارسی
منبع کد آهنگ برای وبلاگ
منبع کد موزیک برای وبلاگ
قالب های بهار20


فالنامه

FreeCod Fall Hafez





Design by : Bahar20

انواع کد های جدید جاوا تغییر شکل موس